تبلیغات
ghazal-zakhar - دوباره زندگی شدم

امروز:

دوباره زندگی شدم

من هر روز

با شعرهایم كه تمام احساس ِ من است

نوازشت میكنم

لمست میكنم

می بوسمت

موهای نرمت را شانه میكنم

صورتت را میشویم

و به تو شعر میدهم تا گرسنه ی احساس نباشی

تا روزی كه به دنیا می آیی

احساست دم دستت باشد

قایمش نكنی ،عزیزك ِ من

و ما هر روز عاشق تر از روز ِ قبل میشویم

به همین راحتی.

تو وادارم میكنی شعرهایم را برایت شبها قصه بگویم تا بخوابی

درون ِ نهاد ِ من.

تو وادارم میكنی تا دوباره به لهجه ی كودكی هایم

با تو صحبت كنم.

و روی حیاطی كه هنوز كف ِ آ ن خاكیست و آب پاشی شده

با تو پابرهنه بدوم تا كف ِ پاهایم گِلی شود.

تو وادارم میكنی با خودم شرط ببندم تمام ِ كوچه های بن بست دنیا را نادیده بگیرم.

و ...وادارم میكنی خنده هایم را از چمدان زیر تخت بیرون بیاورم .

و ...دوباره تمام ِ غصه هایم را تا كنم بگذارم توی چمدان ، زیر تخت.

و... دوباره شعر بگویم.

من حتم دارم

خدا تو را مثل سبزینه ها پاك آفریده است.

دوستت دارم نهال ِ كوچك ِ شاعرانگی ِ من.

مامان نوشت:

تو دل ِ من خوش میگذره ؟ 


نوشته شده در : شنبه 31 تیر 1396  توسط : m-muzik m-muzik.    نظرات() .

برچسب ها: دوستت دارم ، نهال ِ كوچك ، شعر ، خنده ، موهای نرم ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.